دندان ها باگوشت قلقلی فوتبال بازی می کردند . یکی از دندان ها ،قلقلی را شوت کرد. قلقلی رفت توی دروازه ، دندان ها داد زدند : « گل ، توی گلو ! ....»

*************************************************

 اولی :« خوش به حالت ... تو می توانی ظهر ها یک ساعت استراحت کنی . شلغ من جوری  است که اصلا استراحت ندارم . »

دومی :‌ »شغلت چییه ؟ »

اولی :« بی کارم !»