آقایی پیش دکتر رفت و گفت : من خیلی لاغرم . دارویی به من بدهید که پله پله چاق شوم . دکتر گفت : برای شما یک نردبان می نویسم .

#############################

در رستوران ، خانمی می خواست سوپ بخورد . پیشخدمت را صدا زد و گفت : رستوران شما در جهان اولین است . پیشخدمت گفت :« لطف دارید . »

خانم گفت : « یعنی اولین رستورانی است که در آن ، به مگس ها آموزش شنا می دهند .»

####################################

اولی :« چرا ناراحتی ؟ »

دومی :« چون سه روز است منتظرم تا باران تمام شود ، تا بروم به باغچه ام آب بدهم . »

####################################

پدر: پسرم چرا دستت را با پایین پرده ها پاک می کنی ؟

پسر خودتان باشید ، دستتان به بالای پرده ها می رسد ؟!