شعر

 

بوی قیمه ی نذری

توی کوچه پیچیده

مادرم پلوها را

درکنار هم چیده

×××

توی چشم او اشک است

روی صورتش لبخند

تا که می رسد هیئت

دود می کند اسفند

×××

کوچه می شود آرام

بعد ظهر عاشورا

پخش می کنم من هم

قیمه های نذری

×××

/ 0 نظر / 10 بازدید